تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٢ - اى انسانها كه بلب جويبار حيات خفتهايد و تشنه لب به دنبال سراب مى دويد ، هيچ مى دانيد كه جامهء شما از موج جويبارتر شده است ؟
و شما اى رهروان اين در خواب رفتگان بر لب چشمه سار حيات را به حال خود نگذاريد ، رحمتى بر آنان بياوريد و دستشان را بگيريد
تفسير ابيات
شما براى به دست آوردن سراب آب نما دور نرويد ، ما هم اكنون و در همين جا كه هستيم از امواج آب چشمه سار حيات بر خورداريم اين قدر در تخطئه ما اصرار مكن ، ما بخطا نمى رويم . اين تو هستى كه با دويدن به سوى آب نماها راه آب حقيقى را بروى خود مى بندى .
((٣٣٠٨)) دور بينانند و بس خفته روان رحمتى آريدشان اى رهروان
و شما اى رهروان اين در خواب رفتگان بر لب چشمه سار حيات را به حال خود نگذاريد ، رحمتى بر آنان بياوريد و دستشان را بگيريد شما اى رهروان كوى حق و حقيقت بكجا مى رويد ؟ آيا هيچ مى دانيد كه با اين روش شتابزده و بىاعتنا پاى بر روى خواب رفتگانى مى گذاريد كه در حال خواب مانند شما در جستجوى چشمه سار حيات واقعى مى دوند ؟ آيا مى دانيد كه اين لب تشنگان دل سوخته چه نيازى به نوازش شما دارند كه آنان را بنوازيد و از خواب بيدارشان بسازيد .
عظمتها و مزايا و نام و نشانهاى چشمگير آن خفتگان بىخبر از حقيقت شما را مرعوب نسازد ، دستى به سوى آنان دراز كنيد و بحركتشان در آوريد ، باشد كه ديده باز كنند و به قافلهء شما رهروان بيدار به پيوندند .
شما همين مقدار به آنان بفهمانيد كه تشنه هستند ، و سرابهاى آب نما كه در خواب آنان را باينسو و آن سو مى كشاند سيرابشان نخواهد كرد ، به دنبال شما خواهند آمد .
تفسير ابيات من هم مانند پيامبرى كه دائماً در افشانى مى كرد ، هر روز هفتاد مرتبه توبه مى كنم ، اما آن مستى بدن بار ديگر توبهام را مى شكند . حكمت اظهار اسرار در زمان بس دراز ، نوعى از مستى به راز دان مى دهد ، اما گمان مبر كه اسرار الهى