تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٠ - تفسير اين حديث كه انى لاستغفر الله ربى فى كل يوم سبعين مرة
روايت
استغفار و توبهء پيامبران و اوصياى معصوم آنان چه معنا دارد ؟
((٣٣٠٢)) حكمت اظهار تاريخ دراز مستيى انداخت بر داناى راز
استغفار و توبهء پيامبران و اوصياى معصوم آنان چه معنا دارد ؟
مسلم است كه منصب والاى نبوت و امامت با گناه سازگار نيست تا مجبور به استغفار و توبه شوند ، در صورتى كه در دعاها و بعضى از آيات ، پيامبران و امامان اظهار توبه مى كنند . براى توضيح اين مسئله دو مطلب را مى توان در نظر گرفت - مطلب يكم - احتمال قصور در مراحل ما فوق وظيفه و تكليف باين معنى كه توبه و باز گشت و پناهندگى آنان به خدا نه از آن جهت است كه تقصيرى در انجام وظيفه مى كنند ، بلكه در پيمودن كمالات بىنهايت كه در پيش پاى آنان گسترده شده است و آنان با اختيار مى توانند آن كمالات را كه ما فوق وظيفه و تكليف است به پيمايند ، قصورى بورزند ، چنان كه در جملاتى شبيه به جملهء ذيل ديده مى شود « حسنات الابرار سيئات المقربين » و اگر قصورى روى دهد گناه محسوب نمى شود ، بلكه منجر به از دست دادن كمال ما فوق مى گردد و با استغفار و توبه اين محروميت از سود و كمال عالى جبران مى شود .
مطلب دوم - همان است كه جلال الدين در بيت فوق به آن اشاره مى كند و معنايش اين است كه پيامبران براى اظهار اسرار الهى در درازاى زمان مجبور بودهاند با طبيعت و شئون آن هم آغوش باشند ، اگر چه دامان پاك پيامبران از گرد و خاك طبيعت و شئون آن پاك و مبرا است ، ولى همين هم آغوشى آنان را كه بايستى بر طارم اعلا نشينند ، وادار مى كند كه با مقتضيات طبيعت ، بدون اين كه جريان طبيعى بمقام شامخ شان خللى وارد سازد ، رفتار نمايند .
احتمال ديگرى در بيت فوق وجود دارد و آن اين است كه مقصود از داناى راز در بيت مورد تحليل خود جلال الدين بوده باشد ، در اين فرض مطالبى را كه گفتيم