تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٣ - اى انسانها كه بلب جويبار حيات خفتهايد و تشنه لب به دنبال سراب مى دويد ، هيچ مى دانيد كه جامهء شما از موج جويبارتر شده است ؟
به كلى مخفى و غير قابل درك است زيرا نشانه هاى اسرار از لوحى كه قلم نوشته است مانند آب در همين جهان مى جوشد و نمودار مى گردد .
رحمتهاى بىحد الهى در هر زمان به مخلوقاتش سرازير است ، اما چه مى توان كرد كه اين مردم بخواب غفلت فرو رفتهاند و آن رحمت را در نمى يابند . اين مردم در كنار جوى خفته و در خواب جوياى سرابند ، در حالى كه امواج آب بر جامه هاى آنان مى زند .
با بوى آب رهسپار بيابانها مى شود و با اين انديشه كه آب را پيدا خواهد كرد راه آب را بروى خود مى بندد و نمى داند كه اگر بگويد : آب در آن طرف است ، از اين طرف كه چشمه سار زلال در جريان است محروم و مهجور خواهد ماند .
اى رهروان سر منزل حق اين خفتگان باديهء غفلت را بيدار كنيد و تكاپوى خواب آلوده شان را به تكاپوى هشيارانه و بيدارانه مبدل بسازيد .
اينان نمى دانند تشنه هستند ، اگر مى دانستند كه تشنه مى باشد به دنبال سراب نمى رفتند . آرى -
من نديدم تشنگى خواب آورد خواب آرد تشنگى بىخرد