تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٥ - هنر براى هنر و هنر براى انسان دو پديدهء متضاد نيستند
اشتباه بزرگى است ، زيرا تعهد انسانى عالى شبيه به تعهدهاى زنجيرى قرار دادهاى معمولى نيست . كه باعث محو شدن آزادى و پوچ ساختن نبوغ و احساس هنرى بوده باشد . روشنترين دليل اين دعا اين است كه در امتداد تاريخ فرهنگ بشرى ، بزرگترين و اساسىترين عناصر پيش رفت به وسيلهء مردانى صورت گرفته است كه در درون خود از احساس تعهد انسانى عالى برخوردار بودهاند .
اين تعهد است كه آزادى بخش درون آدميان از زنجيرهاى شهرت پرستى و مقام دوستى و ثروت خواهى و خود نمايى بوده و عالىترين آثار علمى و جهان بينى را ببار آورده است .
من گمان نمى كنم كه بهره بردارى از زشتىها و ناهنجاريهاى بشرى كه خود در ميان آنها دست و پا مى زند و از زيباييها و نيكىهايى كه هزاران فدا كارىها در راه به دست آوردنش صورت گرفته است و مخلوط كردن آنها به يك ديگر و مات كردن رنگ همهء آنها به وسيلهء نيروى آتش فشانى هنرمند ، هنر به معناى واقعى ناميده شود اگر چه اثر به دست آمده فوق العادهء جالب هم بوده باشد ، زيرا انسان به داستانهاى جنايى و خونريزىها هم علاقه نشان مى دهد ، اين دليل آن نيست كه بايد جنايات و خونريزىهايى را به وجود بياوريم و سپس آنها را به صورت داستانهاى محرك در دسترس مردم بگذاريم ، چه بايد كرد ؟ وقتى كه چشمه سار حيات انسانها به جهت عوامل نامناسب مانند افراط در ماشين زدگى ركود پيدا مى كند ، اشتياق فراوانى به ايجاد نوسان و اهتزاز در آن چشمه سار راكد از خود نشان مى دهد اگر چه عامل اين نوسان و اهتزاز خود چشمه سار حيات را گل آلود كند .
هنر براى هنر و هنر براى انسان دو پديدهء متضاد نيستند شايد بعضى از خوانندگان ارجمند با ملاحظه مبحث گذشته گمان كنند كه ما هنر از براى هنر را از هنر براى انسان تفكيك نموده ، هنر براى هنر را محكوم مى كنيم ، اين گمان مبتنى بر اين اشتباه است كه گروهى از متفكرين دچار شدهاند و