تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٥ - انسان عادت كرده است كه رويدادهاى جهان هستى را در حال ارتباط با يكديگر به بيند و قوانين را از آنها انتزاع كند و در زندگانى مادى و معنوى بكار ببندد ، ولى دست يافتن به حقيقت جهان هستى به اين آسانىها هم نيست كه ما گمان مى كنيم
در پايان تحليل و علت جويى به همان سؤال جلال الدين خواهيم رسيد كه چرا پيه چشم بايد با نور آن ارتباط را داشته باشد ؟ آناتول فرانس : - « تصور اين كه حقايق علمى اصولا با حقايق عاميانه اختلاف دارد ، اشتباه محض است . اين حقايق جز از نظر وسعت ديدگاه و دقت بيشتر اختلافى با يكديگر ندارند . البته از نظر علمى اين اختلاف قابل ملاحظه است .
اما فراموش نبايد كرد كه تحقيقات دانشمندان در ظاهر اشياء متوقف نمى شود و هرگز در باطن و جوهر آنها هم رسوخ نمى تواند كرد و ممكن نيست از طبيعت حقيقى اشياء چيزى سر در بياورند .
چشمى كه با ميكروسكپ مسلح است ، باز همان چشم آدمى است ، منتها بهتر از چشمهاى معمولى مى بيند و بغير از آن چيز ديگرى نمى بيند .
دانشمند روابط بشر را با طبيعت چندين برابر مى كند ، ولى غير ممكن است كه بتواند در صفت اصلى اين روابط كوچكترين تغييرى بدهد [ مگر اين كه مثلًا با ايجاد دگرگونى در ذرات بنيادى عناصر خود موضوع را منتفى بسازد ] دانشمند ملاحظه مى كند كه چگونه برخى نمودها ( فنومنها ) كه از نظر ما پنهان است به وجود مى آيد ، ولى تحقيق در اين كه اين نمودها چگونه به وجود مى آيند ، جهت او نيز ممنوع است . » [١] كروكس : اين دانشمند بزرگ قدمى فراتر نهاده مى گويد : « به طورى كه عالم طبيعت را درك مى كنيم ، مى گوييم حركت نتيجهء تفاعل اجزاى كوچك است ، ولى چيزى را كه قانون نام گذاشتهايم ، در حقيقت پديدهاى از پديده جهت حركت نيرو است ، ما اگر چه قدرت تعليل حركت اجزاء را مانند حركات اجسام طبيعى دارا مى باشيم و نيز مى توانيم تمامى قوانين حركت را كشف كنيم ، ولى به حل
[١] باغ اپيكور ، آناتول فرانس ، ص ٢٥ و ٢٦ . .