تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - تفسير ابيات
تفسير ابيات هر فرزندى دنبال مادر خود مى رود و با اين پيروى جنس خود را پديدار مى سازد آدمى شير از سينه مى مكد و خر از پائين تن . اين تقسيمات را محض عدل صورت داده و عجب در اين است كه در اين تقسيمات نه جبرى در كار است و نه بكسى ستم رفته است .
اگر در دنيا همهء پديده و كارها از روى جبر بود ، پشيمانى مفهومى نداشت . [١] اگر تمامى كارها از روى ستم بود ، پاسداران قانون بىمورد بود . نگهبانى و پاسدارى همواره در بارهء قانون انجام مى گيرد و قانون ناشى از عدالت است .
امروز گذشت ، و سير تكاملى ما فردا است ، راز انسانى را روز گنجايش ندارد . خلاصهء كلام اين كه آمدن و بر گشتن خود را مورد دقت قرار بده ، خواهى ديد كه هر آمدنى رفتنى در دنبال دارد . و هر آغازى انجامى .
[١] جلال الدين در ابيات گذشته ، پديدهء پشيمانى را با جبر قضا ( فاتاليسم ) سازگار قلمداد كرده است . .