تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - انسان در اين دنيا جان كنىها مى كند و باريك كاريها راه مى اندازد ولى در انديشهء دنياى ديگرى كه اين دنيا بدون آن قابل تفسير نيست ، نمى باشد
مثنوى با ابياتى روبه رو مى شويم كه ظاهرش اين است كه اين كوششها لغو و بىهوده است . در ابيات مورد تحليل نمى گويد كار بىهوده ايست ، ولى گوشزد مى كند كه اين همه جان كنىها و باريك بينىها و باريك كارىها ، مربوط به امور دنيوى است و راهى به ملكوت ندارد .
با اين حال ابيات ديگرى هم در مثنوى وجود دارد كه همين جنب و جوشها را صحيح و بجا مى داند .
به نظر مى رسد جلال الدين با نظر به مجموع گفته هايش در بارهء اين موضوع نمى خواهد كوشش و علم و صنعت را محكوم كند ، بلكه مى خواهد مردم ، در ارزيابى فعاليتهايشان به اشتباه دچار نشوند ، حقيقت زندگى و هدف آن را وسيلهء زندگى قرار ندهند .
مثلًا وسيلهء حركت سريع مانند هواپيما براى آن ساخته نشده است كه زندگى انسانى را فداى خود بسازد ، بلكه براى آن است كه وقتى كه آدم زنده به حركت سريعتر براى وصول به مقصد احتياج به هواپيما داشته باشد ، در اختيار او قرار بگيرد ، لباس بسيار عالى براى رفع احتياج زندگى است نه براى مشوش ساختن و نابود كردن هدف آن . درنورديدن فضاهاى بىكران و نفوذ در اعماق درياها و فرو رفتن در شكم كوه ها و راه انداختن هزاران اختراعات همه و همه براى پاسخگويى به خواسته هاى خود حيات آدمى است نه براى خواسته هاى هوى و هوسى كه خود حيات را سر گردان و هدفش را فداى آن وسايل نمايد .
در تمام دورانهاى تاريخ ، بشر دردى جز اين نداشته و در آينده هم مشكلى جز اين نخواهد داشت كه او نمى خواهد هدف حيات را از وسيلهء آن تفكيك نمايد . كدامين عاقل است كه بگويد : علوم پزشكى بىهوده است ؟ كدامين هشيار خردمند است كه گمان كند استخراج الكتريسيته از طبيعت و بهره بردارى متنوع از آن در احتياجات زندگى بىهوده و لغو است ؟ ولى از طرف ديگر بايد عقل و وجدان آن