قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٧٣
كار اجير از اين قبيل نيست، بلكه كارى كه از او صادر مىشود (٢) يا به صورت غير ثابت به وجود مىآيد، يعنى هر جزئى بعد از اينكه به وجود آمد معدوم مىگردد، مانند شخصى كه براى قرائت قرآن جهت ميت، يا قضاى نمازهاى او، يا حج او اجير شده است، يا اينكه براى ذكر مصائب اهل بيت (ع) اجير شده (٣) و يا اينكه عملى كه از اجير صادر مىشود موجود مىشود و خود به خود ثابت است و قائم به نفس است و پس از به وجود آمدن نابود نمىشود.
در صورت اول، بعد از اينكه اثر در ملك مستأجر ظاهر شد و اثر كار اجير در ملك مستأجر موجود شد در اين صورت تصرف اجير، يد او در ملك مستأجر، فقط در آن صفت و ويژگى كه پيدا مىشود يد او تا اين مقدار كه آن صفت را در آن ملك ايجاد كند ثابت است. يعنى سلطۀ او بر ملك مستأجر فقط همان مقدارى است كه صفتى در آن ايجاد كند. پس وقتى كه آن صفت ايجاد شد، قهرا مال تحت يد مالك عين قرار مىگيرد. در نتيجه، وجود اين صفت مساوى با تسليم مال است، مگر اينكه در اينجا بگوييم كه عين مال در حال ايجاد عمل و در حال عمل اجير تحت يد مالك نيست؛ بلكه تحت يد اجير است. در اين صورت موقعيت كار موقعيت خود عين است كه بايد به مالك تسليم شود.
در صورت دوم، يعنى آنچه موجود غير قار مىباشد، وجهى نيست براى اينكه مىگويد: استحقاق اجرت به تسليم عمل به مستأجر مشروط است و اين غير ممكن است. هرگاه كه عمل موجود غير قار فرض شده، جزء لا حق پيدا نمىشود، مگر بعد از، از بين رفتن و انعدام جزء سابق، پس به محض اينكه كار را تمام كرد مستحق اجرت مىشود.