قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٤٦
وقت وارد شده است و روايات من ادرك هر دو بخش را در بر مىگيرد. چه در اول چه در آخر وقت و از هر دو طرف صدق درك مىكند چرا كه نماز در حال رفتن است و نماز در سلسلۀ زمان است.
پس به روايات من ادرك مىتوان عمل كرد و در هر دو مورد، اول و آخر وقت، عقد مستثنى قاعدۀ لا تعاد تخصيص مىخورد و مىتوان گفت للوقت فردان: ١- فرد اختيارى كه تمام اجزاى صلات در وقت واقع مىشود. ٢- فرد اضطرارى كه بعضى از اجزاء (لا اقل يك ركعت در وقت) در وقت باشد و باقى در خارج و فرقى نمىكند چه نسبت به اول وقت يا آخر وقت و در هر دو قائل به صحت صلات مىشود و با قاعدۀ لا تعاد منافاتى ندارد چرا كه اين روايات حكومت دارند نسبت به عقد مستثنى قاعدۀ لا تعاد.
قبله: قبله هم جزء عقد مستثناى قاعدۀ لا تعاد و عين كعبه مىباشد. پس لازمۀ عقد مستثناى لا تعاد است يعنى اخلال به تمام يا بعضى از اجزاى صلات بر غير قبله (كعبه) اگر واقع شد، موجب بطلان صلات مىگردد. چون وقتى عقد مستثنى قاعدۀ لا تعاد، قبله باشد پس صلات همۀ اجزاء و آناتش به طرف عين قبله است و اخلال در تمام يا بعضى از اجزاى نماز چه يسيرا چه كثيرا و چه استدبار الى القبله و چه به طرف مشرق و يا به سمت مغرب باشد، موجب بطلان و اعادۀ صلات مىگردد. اما از يك طرف رواياتى داريم كه اگر كسى انحراف پيدا كرد از قبله، نمازش درست است. مانند «بين المشرق و المغرب قبلة كلّه» و خود اين لفظ آيا مانند روايت «من ادرك ركعة من الوقت فقد ادرك الوقت» توسعه در مقام امتثال است؟ ظاهر قاعدۀ لا تعاد اين