قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٤٨
مشرق يا مغرب بخواند، بايد يا اعاده كند يا قضا، اما اگر بين المشرق و المغرب يعنى به طرف جنوب بايستيد، بين مشرق و مغرب حقيقتا قبله وجود دارد.
از مجموع روايات استفاده مىكنيم كه اگر مصلّى به طرف خود مشرق يا به طرف خود مغرب نماز بخواند در روايت است كه بايد اعاده يا قضا كند؛ اگر استدبار الى القبله باشد، روايات است كه بايد اعاده كند و يك روايت هم تفصيل مىدهد كه اگر استدبار به قبله كند، در وقت اعاده و در خارج وقت قضا نمايد؛ اما اگر به طرف خود مشرق يا مغرب بخواند، در وقت بايد اعاده كند در خارج وقت قضا ندارد و ديگر اينكه بين المشرق و المغرب قبلة كلّه اعاده دارد نه قضا، پس بين مشرق و مغرب عقد مستثنى قاعدۀ لا تعاد جارى نمىشود.
ركوع و سجود: هيأت خاصى كه حالت انحنا در انسان پديد مىآورد از اولين مرتبه تا تقوس تام كه مرحلۀ تام از ركوع مىباشد.
ماهيت سجود: «وضع الجبهه على الارض» حالتى كه رخ مىدهد از مجموع بدن نسبت به زمين رخ مىدهد.
واجبات سجود و ركوع: به واجبات سجود، واجبات سبعه گفته مىشود و در ركوع وضع اليدين على الركبتين است.
بحث اين است كه آيا اين واجبات جزء ماهيت و حقيقت ركوع و سجودند كه قهرا در عقد مستثناى قاعدۀ لا تعاد وارد مىشوند يا جزء ماهيت نيستند و در نتيجه جزء عقد مستثنى منه لا تعاد محسوب مىشوند.
مسلّما ركوع و سجود مانند قيام و قعود هستند كه مفاهيم عرفىاند و نفس ركوع و سجود جزء مخترعات شرع نيست بلكه قانونگذار مىتواند ركوع و سجود را