قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٤١٨
در شرط صفت
آن است كه شرطكننده وجود صفتى در مبيع را شرط مىنمايد كه ايجاد اين صفت بر مشروط عليه مقدور باشد، لذا اگر شرط كند كه حيوان در آينده حامله باشد چون صفت حامله بودن حيوان، در دست انسان نيست لذا اين شرط باطل است [١] در مورد هر يك از اين شروط بعدا به تفصيل بحث خواهد شد.
تنقيح محل بحث
ممكن است از شرط مزبور چنين توهم شود كه منظور از شرط قدرت، اين است كه مشروط له شرطى را بر مشروط عليه الزام كند كه انجام آن بر مشروط عليه محال و ناممكن است، مثل شرط پريدن به هوا و يا شرط جمع ضدّين كه عقلا و عادتا انجام آن محال است. در حالى كه بايد گفت، منظور از اين شرط آن است كه شرط نبايد از شروطى باشد كه مشروط عليه خود به تنهايى قدرت بر انجام آن را نداشته باشد، و آن كار، از كارهايى است كه انجام آن به دست ديگرى است وگرنه هيچ عاقلى شرط محال و ناممكن پريدن هوا را در عقد نمىآورد. [٢]
صحت شرط باقى گذاردن زراعت
از مثالهاى معروفى كه اكثر فقها آن را به عنوان شرط غير مقدور بيان مىكنند، شرط تبديل زراعت به دانه و سنبل است. چرا كه اين امر تحت قدرت خداوند تبارك و
[١] . ابو عبد اللّه محمد بن مكى عاملى، دروس الشرعية، ص ٣٤٣؛ سيد ميرزا حسن موسوى بجنوردى، همان، ج ٣، ص ٢٢٦.
[٢] . سيد محمد حسينى شيرازى، ايصال الطالب الى المكاسب، ج ١٤، ص ١٤٤.