قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٠٧
خداوند متعال استحقاق آن اعمال را داشته باشد و هم كسى كه آن اعمال را اجاره نموده است.
و اين معنا در همۀ واجبات الهيه به چشم مىخورد، مخصوصا در واجباتى كه برگشت به حق نموده، و خداوند متعال به جهت مراعات حق كسى بر ديگران واجب نموده، همانند احكام تجهيز ميت؛ چرا كه خداوند براى ميت حقى ثابت نموده و بر زندهها واجب ساخته كه وى را تجهيز كرده و در قبر بنهند، و از اين رهگذر ميت استحقاق عمل تجهيز را پيدا نموده، حقى در آن عمل دارد. حال اگر شخص بخواهد خود را اجير كند و پولى دريافت دارد، تا مردهاى را تجهيز ساخته و در خاك بنهد، در واقع اجيركننده را مستحق انجام اين عمل ساخته، و لازمۀ اين حرف اجتماع دو مستحق بر حق واحد است، يعنى بايد هم مرده را مستحق اين عمل دانست و هم شخص اجيركننده را.
نظر مرحوم شيخ در رابطه با اين استدلال
مرحوم شيخ مىفرمايد: «اساس و پايۀ اين استدلال بر اين استوار است كه اجتماع دو مالك بر يك مملوك محال بوده، و لازمۀ اخذ اجرت بر واجباتى چنين محال است، و ما دقيقا به همين پايه و اساس تعرض كرده، و آن را مورد خدشه قرار مىدهيم، و قبل از هر چيز نكاتى را مورد اشاره قرار مىدهيم.
نكتۀ اول: وجوب كه از طرف خداى متعال جعل مىشود، به معناى طلب فعل توسط اوست، بنا بر اين معنى اينكه مىگوييم خدا چيزى را واجب كرده، جز اين نيست كه آن را طلب نموده.