قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٣٦
٣- حكم عقل
عقل به قبح اعانت بر اثم، كه سبب خشم مولى مىشود، حكم كرده است، همان طورى كه ارتكاب آن نيز عقلا قبيح است. لذا ما را امر كرده تا آن را ترك كنيم؛ همچنين عقل تهيۀ مقدمات و اسباب فعل حرام و اعانت بر فعل را قبيح مىداند و بدينسان معين را مستحق عقاب دانسته است.
از آنجا كه قوانين جزايى نيز او را مستحق كيفر مىدانند، بدين جهت قوانين عرفى مكلف به ايجاد قوانين جزايى شدهاند- اگر چه معين نقش اصلى در جرم نداشته باشد- وى را مجازات مىكنند؛ مثلا اگر كسى در سرقتى سارقى را يارى دهد و اسباب سرقت را فراهم و سارق را در اين جرم يارى كند، معين و معاون جرم بوده و از ديدگاه عقل مستحق جزا و مجازات مىباشد، همان طورى كه قوانين جزايى عمل كردهاند.
حكم عقل مستقل است از قبيح بودن كمك و مساعدت بر انجام فعلى كه مبغوض شارع مقدس است و يا چيزى كه در آن مفسدهاى باشد. زمانى كه عقل آدمى به طور مستقل چنين فعلى را قبيح پندارد، به دليل قاعدۀ ملازمۀ «كل ما حكم به العقل حكم به الشرع» در شريعت مقدس نيز چنين فعلى قبيح خواهد بود و شخص اعانتكننده هم مبغوض شارع مقدس خواهد بود. [١]
[١] . سيد محمد موسوى بجنوردى، مجموعه مقالات فقهى، حقوقى،فلسفى، اجتماعى، ج ١، ص ٣٠٠.