قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٠٤
دخلت فى غيره فشكّك ليس بشىء» [١] آن را در بر مىگيرد و شامل داخل مركب مىشود. يعنى هنگام شك، اگر داخل در محل باشد و يا از محل آن گذشته باشد كه در اينجا صدق مىكند كه از محل شرعى ركوع تجاوز شده و بر اساس آن اطلاقات به او گفته مىشود: «شكك ليس بشىء» چرا؟ لانّه خرج من شىء و دخل فى غيره، از محل شرعى ركوع خارج شده و در محل شرعى بعدى داخل شده كه همان سجده باشد و اين شامل مجموعۀ قاعدۀ تجاوز مىگردد كه اگر بعد از اتمام مركب مورد شك قرار گيرد، مشمول اطلاقات مىشود و اگر هم در اثناى عمل شك پديد آيد، بازهم اطلاقات را در برخواهد گرفت. بنا بر اين صحت موجود، مسبب از آوردن آن شىء مشكوك است و با آمدن قاعدۀ تجاوز كه قائل به صحت موجود مىشود و مىگويد اعتنا نكن و مىگويد آن جزء آورده شده پس با آمدن سبب، ديگر جائى براى مسبب نخواهد ماند. زيرا با آمدن دليل جايى براى شك باقى نمىماند و اين بدان معناست كه در رتبۀ قبل، قاعدۀ تجاوز جارى مىگردد و ديگر نوبت به قاعدۀ فراغ نمىرسد و اگر رتبۀ قاعدۀ تجاوز بر فراغ مقدم شد، در اين صورت غير معقول خواهد بود و چيزى كه از نظر رتبه مقدم باشد، موضوع رتبۀ بعدى را از بين خواهد برد و ديگر نوبت به رتبۀ شك در صحت موجود باقى نمىماند و فعلى نمىشود. زيرا همواره قبل از اينكه رتبۀ صحت موجود، فعلى شود
[١] . شيخ طوسى، همان، ج ٢، ص ٣٥٢، ح ١٤٥٩، باب احكام السهو، ح ٤٧؛ حر عاملى،همان، ج ٥، ص ٣٣٦، ابواب الخللالواقع فى الصلاة، باب ٢٣، ح ١.