قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٦٥
صلات و فرض مىكنيم كه آن شرط را نياوردهايم؛ يعنى ذات جزء را آوردهايم اما مقارن با آن شرط نبوده، اينجا مثل اينكه خود جزء را نياوردهايم. چون المشروط «عدم عند عدم شرطه» و تا مادامىكه داخل در ركن بعدى نشده، قاعدۀ محل مىگويد برو بياور و اگر داخل در ركن بعدى شده قاعدۀ محل جارى نمىشود، بلكه قاعدۀ لا تعاد جارى مىشود.
خلل در تشهد و سجدۀ واحده
دو جزء در صلات هست كه اگر انسان آنها را فراموش كند، اصل نماز درست است و قاعدۀ لا تعاد نيز مىگويد درست است اما اينها را بايد قضائا بياورد و اين دو جزء يكى نسيان تشهد و دومى نسيان سجدۀ واحده؛ يعنى اگر يك سجده فراموش شد، قاعدۀ لا تعاد نسبت به صحت صلات جارى مىشود پس نماز صحيح است. اما بايد قضاى آن بجا آورده شود.
١- در تشهد: صحيحۀ ابن سنان عن احدهما عليهما السلام (امام باقر (ع) يا امام صادق (ع)) «فى الرجل يخرج من صلاته و قد نسى التشهد حتى ينصرف فقال (ع): ان كان قريبا فرجع على مكانه فتشهّد و الّا طلب مكانا نظيفا فتشهد فيه».
تشهد را فراموش مىكند و بعد از اتمام نماز يادش مىآيد كه تشهد را نخوانده و حضرت مىفرمايد كه اگر نزديك است كه تشهد را بخواند يك جاى پاكى را پيدا كند و خود تشهد را بياورد پس اصل نماز درست است و قاعدۀ لا تعاد جارى مىشود اما تشهد بايد قضا شود.
٢- روايت على بن حمزه قال أبو عبد اللّه (ع): «اذا قمت فى الركعتين الاولتين و لم تتشهد و ذكرت قبل ان تركع، تقعد و تتشهد و ان لم تذكر حتى تركع تمض فى