قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٥٥
اگر ما بوديم و اين روايت و اين ادله نبود، مىگفتيم «لا تعاد الصلاة الّا من خمس الطهور و الوقت و القبله و الركوع و السجود» و يك سجدۀ واحده كه جزء عقد مستثنى لا تعاد مىباشد. اما روايت منصور بن حازم در سجده تصرف مىكند كه اخلال به سجدۀ واحده لا يعيد يعنى اخلال به سجدۀ واحده موجب بطلان صلات نمىشود و اخلال به دو سجده موجب بطلان صلات مىشود. با ادلۀ ديگر كه اگر نقيصه داشت قضاى سجده كند اما نماز درست است و اگر زيادى در يك سجده بياورد و سجدۀ سهو لازم است، نمازش صحيح است. پس اخلال در سجدۀ واحده موجب اعادۀ صلات نمىشود و در صورت اخلال به دو سجده موجب بطلان مىشود و بر همين اساس فقهاى عظام روايت منصور بن حازم را لا تعاد صغير ناميدهاند چون مخصوص است در خلل به سجدۀ واحده كه موجب بطلان صلات نمىگردد.
سجده بر زمين نجس نسيانا و سهوا
نكتۀ قابل ذكر اينكه در خلل به عقد مستثنى و عقد مستثنى منه نتيجهاش جريان قاعدۀ لا تعاد نسبت به عقد مستثنى منه صحيح بودن نماز است؛ اما اگر لا تعاد را نسبت به عقد مستثنى جارى كنيم نتيجهاش باطل بودن نماز است.
يكى از خللى كه وارد مىشود اين است كه اگر كسى سهوا يا نسيانا بر زمين نجس سجده كند (محل سجده در زمين نجس قرار گيرد) آيا قاعدۀ لا تعاد جارى مىشود يا نه؟ در عقد مستثنى يا در عقد مستثنى منه؟ بنا به آنچه دربارۀ خلل در عقد مستثنى و عقد مستثنى منه ذكر شد، ممكن است كسى بگويد كه در اينجا قاعدۀ