قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٩٧
ليس له ان يخرج بها الى بلاده حتى يؤدى اليها صداقها أو ترضى منه من ذلك بما رضيت و ما هو جائز له. [١]
على بن رئاب از امام موسى كاظم (ع) نقل مىكند كه از امام موسى بن جعفر (ع) در حالى كه من در آنجا بودم، سؤال شد در مورد مردى كه زنى را به صد دينار به ازدواج خويش درآورده بود مشروط بر اينكه زن با او به شهر شوهرش بيايد، چنانچه زن از رفتن به سرزمين شوهر استنكاف ورزيد مهريۀ زن پنجاه دينار باشد. راوى مىگويد امام فرمود: «اگر قصد شوهر از خارج شدن و رفتن با زن به سرزمين كفر و شرك باشد در اين صورت هيچ شرطى از طرف مرد بر عهدۀ زن نيست و زن در اين صورت همان صد دينارى كه قبلا به عنوان مهريه تعيين شده بود را مالك مىشود و اما اگر قصدش، رفتن به همراه زوجهاش به سرزمين و بلاد مسلمانان باشد پس مرد آنچه كه بر زن شرط شده (پنجاه دينار) را مالك مىشود و مسلمانان ملتزم به شروطى هستند كه متعهد مىشوند و مرد در اينجا نمىتواند زن را به سرزمين خويش ببرد مگر اينكه مهريهاش را بپردازد يا اينكه زن از مرد به هر مقدارى كه رضايت داده، راضى شده باشد.
٥- روينا عن جعفر بن محمد (ع) عن آبائه ان عليّا (ع) قال: «المسلمون عند شروطهم، الا شرطا فيه معصية.» [٢] از امام جعفر صادق (ع) براى ما روايت شده كه ايشان از
[١] . كلينى، همان، ج ٥، ص ٤٠٤.
[٢] . تميمى مغربى، همان، ج ٢، ص ٥٢، روايت ١٤٢؛ ميرزا حسين نورى طبرسى، همان، ج ٣،ص ٣٠٠.