قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٤٣
تمام اين مطالب نسبت به تصرف ولى در خود كودك بود و اما نسبت به تصرفات ولى در اموال كودك. آيا جايز است كه تصرف در زمان كودكى در زمان بزرگى كودك نيز ادامه پيدا كند، به گونهاى كه زمانش زيادتر از آن زمانى بشود كه از زمان صغر كودك باقى مانده است. مثلا از زمان كودكى دو سال باقى مانده و ولى املاكش را به مصلحتى كه براى كودك است به مدت چهار سال اجاره مىدهد به گونهاى كه اگر اجاره دادن بيشتر از زمان صغارت صبى را اشكال كنيم و قبول نداشته باشيم به صبى ضرر مىرساند و مصلحت فوت مىشود.
اشكال وارد شده بر اين تصرف اين است كه تصرف ولى بر اموال كودك كه بر آن ولايتى ندارد جايز مىشود، زيرا فرض شده كه ولايت بر اموال كودك در زمان صغر اوست و اما نسبت به اموال او در زمان بعد از بلوغ ولايتى ندارد. مثلا اگر از اينكه كودك بعد از دو سال مالى را از نزديكانش به ارث مىبرد آگاه باشد، براى تصرف در آن به اعتبار زمان كودكىاش جايز نيست. يعنى به اعتبار زمان بعد از دو سال كه كودك در آن كبير مىشود، زيرا الان آن مال ملك كودك نيست. و چون كه كودك الان مالك منافع آن مال نمىشود و بعد از دو سال مالك آن مىگردد الان ولى نمىتواند در آن تصرف كند به اين دليل كه الان آن مال ملك براى كودك نيست و بعد از بلوغش ملك او مىشود.
در مورد اموال چيزى جز اين نمىتوان گفت كه همانا الان كودك- يعنى در زمان كودكىاش- مالك منافع مالش است كه در زمان بزرگى به او برمىگردد، در حالى كه بعيد هم نيست.
تفاوت بين اموال و اعمال است به اينكه مىگويد: او الان مالك اعمالش كه از او در زمان بزرگىاش صادر مىگردد، نمىشود و الان مالك منافع اموالش است كه در