قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٨٨
بناى عقلا: يكى ديگر از ادله براى اثبات قاعدۀ فراغ و تجاوز، بناى عقلا مىباشد.
بناى عقلا در جايى كه قانونگذار مركبى را بر مكلفين واجب كند و مكلف هم بخواهد در مقام اطاعت و امتثال برآيد، به گونهاى كه از امر قانونگذار منبعث شده و با التفات به اينكه اين مركب داراى اجزاء و شرايط بوده، در نتيجه آن مركب را با التفات و توجه بجا مىآورد و لذا اگر شك كند در اين صورت نسبت به اجزاء و شرايط قبلى بناى آوردن آن خواهد بود و اگر بعد از فراغ از عمل باشد، لسان بناى عقلا مبنى بر آوردن آن عمل به صورت تام الاجزاء و الشرائط و فاقدا للموانع خواهد بود. زيرا طبيعت اوليۀ مكلف در اين حالات كه موجب شوق مؤكد و حملۀ نفس شده، مركب را با همۀ اجزاء و شرايط بجاى مىآورد؛ در هنگام شك كه طبيعت ثانويۀ او خواهد بود، اصالت عدم نسيان جارى مىگردد و اصالت عدم نسيان و عدم اشتباه و عدم خطا جزء اصول عقلايى مىباشد و عقلا اين اصول را در محيط خود جارى مىكنند. اما مدرك اين اصول عقليه مبناى شرعى ندارد بلكه مدرك آن عقلائى مىباشد؛ و عمدۀ مدرك اين قاعده نيز بناى عقلا مىباشد. بنا بر اين سيرۀ عقلا در اتيان مركب اين است كه مكلف آن را كامل مىآورد و نسيان و خطا يك حالت ثانوى خواهد بود كه در موارد استثنائى عارض مىشود و اما در حالات عادى و طبيعى انسان، توجه و التفاوت وى نسبت به انجام تكليف مىباشد و بناى آن، اتيان و امتثال عمل مىباشد كه در مقام انجام امر تكليفى خود مىباشد و با اين هدف وارد عمل مىشود و در عين حال به آن توجه كامل دارد.
نتيجهاى كه از بناى عقلا گرفته مىشود، در جايى كه مركبات تشريع شده از طرف قانونگذار وضع شده باشد و مكلف در هنگام عمل نسبت به اجزاء گذشته