قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٤٩
تحديد و قيود و شرايطى را برايش تعيين كند؛ اما اصل ركوع و سجود خودشان مفاهيم عرفى هستند.
سؤال: آيا شارع مقدس تحديدهايى براى ركوع و سجود قرار داده است يا خير؟
و يا اينكه كلّما صدق عليه الركوع و السجود عرفا صدق عليه شرعا؟
در اين زمينه روايات زيادى را مىبينيم كه وارد شده و در راستاى اين روايات، فقها نيز مبانى و اقوال زيادى دارند.
مثلا در ركوع گروهى معتقدند كه تقوس در ركوع يعنى وقتى دستها بر زانوان قرار مىگيرد به گونهاى باشد كه اگر بخواهد روى زانوها چيزى بگذارد، توان نگه داشتن آن چيز را داشته باشد. عدهاى نيز گفتهاند كه اصل كف دست لازم نيست بلكه رءوس اصابع بر زانوان كفايت مىكند. خلاصه در اين باره اقوال فراوان است زيرا لسان روايات مختلف است.
اما آنچه كه قابل استفاده است اينكه هر دو كف بر زانوان قرار گيرد و تقوس همراه طمأنينه، استقرار و ذكر واجب ملاك ركوع شرعى مىباشد و جزء واجبات ركوع است؛ اما جزء ماهيت ركوع نيستند.
و اما هيأت خاص و نسبت مجموع بدن به خارج را سجده تشكيل مىدهد. آيا مواضع سبعه جزء ماهيت سجدهاند يا جزء واجبات؟
بعضى از بزرگان آن را جزء واجبات گرفتهاند. سيد بحر العلوم (قدس سره) در منظومهاى كه در فقه دارد مىگويد: «واجب السجود، وضع الجبهة، و أنّه الركن بغير شبهة، و