قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٠٧
بيان مطلب: اگر به روايات نگاه كنيم عبارات «يمضى فى صلاة» يا «انما الشكّ إذا كنت فى شىء لم تجزه» [١] و يا «اذا خرجت من شىء ثم دخلت فى غيره فشكّك ليس بشىء» [٢] اينها در مقام وظيفۀ عملى كه در مقام شك بيان مىشود و از حيث بناى عملى بوده كه جزو اصول تنزيلى مىباشد (در اصل تنزيلى مشكوك به منزلۀ متيقن از حيث بناى عملى در نظر گرفته مىشود). اما اگر مدرك را بناى عقلا بگيريم، در اين صورت امارۀ عقلى محسوب مىگردد و به عنوان اماره و طريق به شمار آورده مىشود. زيرا بناى عقلا بر اين است كه در هنگام شك در اجزاء و شرايط، قائل به صحيح بودن عمل انجام شده هستند و شاهد اين مطلب در وضو است كه حضرت مىفرمايد: «هو حين يتوضّأ اذكر منه حين يشكّ» [٣] يعنى در هنگام انجام مركب اذكر است و حضرت مىخواهد بفرمايد مكلف در هنگام امتثال امر شارع وقتى آشنايى به اجزاء و شرايط و موانع باشد، آن را صحيح به جا مىآورد و در آن حالت اذكر و با توجه بجا مىآورد و نسيان امر عارضى و ثانوى خواهد بود و اين مضمون عين بيان اماريت بوده و بناى عقلا هم در اين دو قاعده اماريت دارد.
[١] . شيخ طوسى، همان، ج ١، ص ١٠١، ح ٢٦٢، باب صفة الوضوء و الفرض منه و السنة، ح ١١١؛ حر عاملى، همان، ج ١، ص ٣٣٠، ابوابالوضوء، باب ٤٢، ح ٢.
[٢] . شيخ طوسى، همان، ج ٢، ص ٣٥٢، ح ١٤٥٩، باب احكام السهو، ح ٤٧؛ حر عاملى،همان، ج ٥، ص ٣٣٦، ابواب الخللالواقع فى الصلاة، باب ٢٣، ح ١.
[٣] . شيخ طوسى، همان، ج ١، ص ١٠١، ح ٢٦٥، باب صفة الوضوء و الفرض منه و السنة، ح ١١٤؛ حر عاملى، همان، ج ١، ص ٣٣١، ابوابالوضوء، باب ٤٢، ح ٧.