قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٤٠٤
يدريه ما وقع فى قلبه فى جوف الليل و النهار، ثم قال له: أما الان فقل له فليتم للمرأة شرطها، فانّ رسول اللّه (ص) قال: المسلمون عند شروطهم قلت جعلت فداك إنى أشكّ فى حرف فقال: هو عمران يمر بك أ ليس هو معك بالمدينة؟ فقلت بلى قال: فقل له فليكتبها و ليبعث بها إلىّ فجاءنا عمران بعد ذلك فكتبناها له و لم يكن فيها زيادة و لا نقصان فرجع بعد ذلك فلقينى فى سوق الحناطين فحك منكبه بمنكبى فقال: يقرئك السلام و يقول لك:
قل للرجل يفى بشرط. [١]
منصور بن بزرج روايت كرد كه به امام، ابى الحسن موسى بن جعفر (ع) در حالى كه ايستاده بود گفتم، خداوند مرا فداى شما كند شريكى دارم كه زنى در اختيارش بود و آن را طلاق داد، زن نيز از او جدا شد. آنگاه مرد قصد رجوع دوباره به زن را نمود. زن گفت نه به خدا قسم هرگز با تو ازدواج نمىكنم تا اينكه خدا را به نفع من گواه بگيرى كه مرا طلاق ندهى و بر من هم زن ديگرى نگيرى، امام (ع) فرمودند: و او اين كار را كرد؟ عرض كردم بله، او اين كار را كرد خداوند مرا فداى شما نمايد.
امام (ع) فرمودند: بد كارى كرد. چه مىداند كه در دل شب يا روز چه بر او مىگذرد.
سپس امام (ع) به او فرمودند: اما الان به آن مرد بگو بايد شرطش را براى زن تمام كند.
پيامبر گرامى اكرم (ص) فرمودهاند: مسلمانان متعهد و ملتزم به شروطشان مىباشند. من عرض كردم: فدايت شوم من در يك مطلب شكى دارم. پس امام (ع) فرمودند او
[١] . كلينى، همان، ج ٥، كتابالنكاح، ص ٤٠٤؛ شيخ طوسى، استبصار، ج ٣،ص ٢٣٢، روايت ٨٣٥؛ شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، ج ٢،كتاب النكاح، باب المهور، ص ٢١٩.