قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٤٢٠
در اين مورد مرحوم ابن ادريس و شهيد اول و عدهاى ديگر از فقها تعيين مدت و زمان براى باقى گذاردن زراعت در زمين را شرط نمىدانند، و مىفرمايند: تعيين مدت در تبقيه شرط نيست بلكه در اينگونه موارد، زمان رسيدن دانهها ملاك عمل است.
صاحب رياض فرموده است:
و لا بأس باشتراط تبقية الزرع فى الارض إذا بيع أحدهما دون الآخر الى أوان السنبل لانّ ذلك مقدور له و لا يعتبر تعيين مدة البقاء بل يحتمل على المتعارف من البلوغ لانه منضبط. [١]
شرط باقى گذاشتن زراعت در زمين تا زمان دانه بستن، آنگاه كه يكى از آن دو يعنى زراعت و زمين فروخته شده باشد، صحيح است. چرا كه اين عمل، براى او مقدور است و تعيين مدت و زمان باقى ماندن زراعت در زمين شرط نيست، بلكه حدّ متعارف از زمان رسيدن خوشهها و دانهها زمان نهايى تبقيه است و آن زمان از نظر عرف نيز مشخص و معين است و همچنين در اين مورد آمده است:
و لا يجوز بيع الزرع على أن يجعله سنبلا و يجوز اشتراط تبقيه، و هل يشترط تعيين المدة أم يكفى أن يحال على المتعارف من البلوغ و لانه مضبوط عرفا، ألا قرب الثانى.
تعبير صحيح مقدور بودن در شروط سهگانه
اعمال شرط قدرت در آنجايى است كه شروط، از شروط أفعال باشد در اين صورت قابل توصيف به قدرت و عدم قدرت است، مگر در شرط صفت و نتيجه كه
[١] . محمد باقر مؤمن سبزوارى، كفاية الاحكام، چاپ سنگى، ص ٩٦.