قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٧٢
اگر صنعتى ساخته شود كه بدين ابزار براى وجوه فساد و وجوه معاصى استعانت بشود و كمك به حق و باطل هر دو باشد، عيبى و گناهى در ساختن و آموختنش نيست؛ نظير نويسندگى كه به وجهى از وجوه فساد مانند تقويت و كمك كارگزاران حكومتهاى ناحق به كار مىرود، و همچنين ساختن كارد و شمشير و نيزه و كمان و جز آنها كه بسا در جهات صلاح و بسا در جهات فساد بكار روند، و كمك براى هر دو باشند كه باكى نيست در آموختن و آموزش و مزد گرفتن بر آن و كردار بدان و در آن براى كسى كه در جهات صلاح باشد از همۀ خلايق و بر همه حرام است كه آن را در جهت فساد و زيان به كار برند و بر استاد و شاگرد اين صنايع گناه و مسئوليتى نيست؛ زيرا، در آن رجحان نسبت به منافع جهات صلاح وجود دارد. و همانا گناه بر كسى است كه آن را در وجوه فساد و حرام مصرف مىكند.
همانا خداوند حرام كرده صنعتى را كه همهاش حرام كارى است، و محض فساد از آن پديد مىآيد، نظير تارسازى و نى، حرام و آنچه كه فساد محض از آن است و در آن است و هيچ صلاحى در آن نيست و از آن بدست نيايد، كه حرام است آموختن و ياد گرفتن و عمل بدان، و مزد ستاندن بر آن و هرگونه زيرورو كردنش از جميع وجوه حركات در آن حرام است. [١]
[١] . حرانى، تحف العقول، ص ٣٢٥.