قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٣٣
روايات زيادى به اين مضمون يا نزديك به آن آمده است و بابى در وسائل [١] براى آن منعقد شده است و علاوه بر آن اجماعاتى نقل شده كه گفته شده به حد تواتر رسيده است. روايات ديگرى هم هست كه چه بسا ظاهرشان با اين روايات معارض باشد. مانند روايت معاويه بن عمار از ابى عبد اللّه (ع) گفت: سؤال كردم در مورد رنگكار و برشكار فرمودند: آن دو ضامن نيستند. [٢]
اما اعتماد و اعتنا به آن روايات صحيح نيست، زيرا مشهور از آن اعراض كرده و به آن عمل نكردهاند، هر چند به حسب سند از صحاح باشد اما اعراض اصحاب از روايت صحيحه موجب كسر و بىاعتبارى آن مىشود كه قهرا ادلۀ حجيت خبر واحد از وى ساقط مىگردد و تعارض در صورتى است كه روايات متعارضين هر دو متكافئين و حجت باشند.
صحيحۀ ابى بصير از ابى عبد اللّه (ع) در مورد شتردارى كه بارى را كه مىبرد شكست يا آن را هدر داد چنين روايت مىكند كه: اگر مورد اطمينان بوده بر او چيزى نيست و اگر مأذون نبوده، ضامن است. [٣]
[١] . حر عاملى، همان.
[٢] . شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، ج ٧، ح ٩٦٤، فى الاجارات، ح ٤٦، ص ٢٢٠؛ همچنين: شيخ طوسى، استبصار، ج ٣،ح ٤٧٧، باب الصانع يعطى شيئا ليصلحه فيفسده ...، ح ٨،ص ١٣٢؛ حر عاملى، همان، ص ٢٧٤.
[٣] . كلينى، همان، ج ٥، باب ضمانالجمّال و المكارى و اصحاب السفن، ح ٦، ص ٢٤٤؛ حر عاملى،همان، ج ١٣، ابواب احكام الاجاره، باب ٣٠، ح ٧، ص ٢٧٨.