قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٤٦٨
لكن در جواب بايد گفت كه علماى عامه و خاصه از حديث فوق همان معناى معروف يعنى غرر (جهالت) را فهميدهاند. [١]
٢- اجماع: شكى نيست كه شروطى كه برگشت به اوصاف عوضين مىكند ظاهرا تمام فقها اتفاق بر بطلان اين نوع شروط دارند يعنى جهالت در آن باعث بطلان اين عقود مىشود. چنان كه در مسألۀ تعيين زمان براى ثمن يا مثمن و بحث نسيه در معاملۀ مسلّم اينگونه است: بدين صورت كه اگر شرط زمان مضبوط و معين نباشد به دليل غرر و جهالتى كه پيش مىآيد، باعث بطلان معامله مىشود چه رسد به اوصافى كه برگشت به خود ثمن و مثمن كند مطمئنا اين نوع شروط حتما باعث بطلان معامله خواهد شد. [٢]
آيا بطلان شرط مجهول باعث بطلان عقد مىشود؟
در اينكه آيا بطلان شرط مجهول باعث بطلان عقد مىشود يا خير دو قول است.
قول اول: قائل به بطلان بيع است، چرا كه جهالت شرط به جهالت بيع سرايت مىكند. لذا بيع را باطل مىكند.
قول دوم: قائل به عدم بطلان بيع است براى اينكه شرط تابع است و بطلان تابع ملازمتى با بطلان مطبوع ندارد. شهيد اول در دروس مىفرمايد:
[١] . امام خمينى، همان، ج ٥، ص ١٩٨- ١٩٩.
[٢] . ملا محمد نراقى، مشارق الاحكام، ص ٧٨؛ شيخ موسى نجفى خوانسارى، همان، ج ٢، ص ١٢٠؛ محمد باقر بن محمد مؤمن سبزوارى، كفاية الاحكام، ص ٩٦، ميرزا حسن حائرى، احكام الشيعة، ص ٤١٣؛ علامه حلّى،تحرير الاحكام، ص ١٨٠.