قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٦٦
صلاتك كما انت؟ فاذا انصرفت سجدت سجدتين لا ركوع فيهما ثم تشهّد التشهد الذي فاتك».
در ركعت دوم اگر تشهد را فراموش كردى و در ركعت سوم يادت آمد پس بنشين و تشهد را بگو و اما اگر يادت نيامد نمازت درست است و بعد تشهد فوت شده را بجا بياور كه اين نسبت به قضاى تشهد وارد شده است. پس در نسيان تشهد هم قاعدۀ لا تعاد جارى مىشود، به اعتبار اينكه نماز صحيح است روايات خاصى نيز موجود است كه قضاى تشهد منسى را بايد آورد.
اما در نسيان سجدۀ واحده: سجدۀ واحده اگر نسيانا بجا آورده نشود، اينجا هم قاعدۀ لا تعاد نسبت به صحت صلات جارى مىشود و هم روايات خاصه هست كه بايد قضا بشود.
صحيحۀ ابن جار عن ابى عبد اللّه (ع): «فى رجل نسى ان يسجد السجدۀ الثانيۀ حتى قام فذكر و هو قائم انّه لم يسجد، قال (ع): فليسجد ما لم يركع» اگر برخاست و يادش رفت كه سجده را بياورد پس بنشيند و سجدۀ دوم را بياورد مادامىكه ركوع را نياورده پس قابل جبران است. چرا كه وارد ركن بعدى نشده. اما اگر بعد از ركوع يادش آمد كه سجدۀ دوم را نياورده «فليمض على صلاته» و نمازش درست است و ادامه دهد «حتى يسلّم ثمّ يسجدها فانّها قضائا» و بعد از آنكه از نماز فارغ شد، آن سجده را بياورد و اين سجدۀ قضاى آن سجدۀ فائته مىباشد. پس هم قاعدۀ لا تعاد نسبت به صحت صلات جارى مىشود و هم نسبت به سجدۀ فائته روايت خاص وارد شده است.
پس اضافه بر جريان قاعدۀ لا تعاد نسبت به عقد مستثنى منه اين دو مورد را كه استثنا كرديم ادلۀ خاص داريم نسبت به قضاى آن جزء منسى.