قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٤٠٠
على (ع) فرمود: عايشه خواست بريره را خريدارى نمايد، صاحبان بريره شرط ولاء بر بريره را بر عايشه نمودند. عايشه با پذيرش اين شرط بريره را از آنها خريدارى كرد. اين مطلب به رسول گرامى اكرم (ص) رسيد. ايشان بالاى منبر رفتند و حمد و ثناى خدا را نموده و فرمودند چه شده است كه قومى شروطى را شرط مىكنند كه در كتاب خدا نيست، بنده را مىفروشند و شرط ولاء مىكنند در حالى كه، ولاء از آن كسى است كه آن را آزاد كند و شرط و حكم خداوند مؤكدتر از شرط بندگان خداست و هر شرطى كه با كتاب خدا مخالفت كند، آن شرط مردود است.
١٠- عن ابن سنان قال: سألت أبا عبد اللّه (ع) عن الشرط فى الاماء لا تباع و لا توهب قال: «يجوز ذلك غير الميراث فانها تورث لان كل شرط خالف كتاب اللّه باطل». [١]
عبد اللّه بن سنان گفت از امام صادق (ع) سؤال كردم از شرط در مورد كنيزها، كه فروخته نشود و هبه نيز داده نشود. امام صادق (ع) فرمودند: «بجز ميراث اين شرط جايز است و كنيزها به ارث برده مىشوند براى اينكه هر شرطى كه مخالفت با كتاب خداى عز و جل نمايد، آن شرط باطل است».
١١- عن جعفر بن محمد:
من باع جارية فشرط أن لا تباع و لا توهب و لا تورث فانّه يجوز كلّه إلّا الميراث و كل شرط خالف كتاب اللّه فهو ردّ الا كتاب
[١] . حر عاملى، همان، ج ١٢، ص ٣٥٣؛ تميمى مغربى، همان، ج ٢، ص ١٤٤.