قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٥
نَحْنُ قَسَمْنٰا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا وَ رَفَعْنٰا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجٰاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمّٰا يَجْمَعُونَ. [١]
ما روزى را در زندگى دنيا بين مردم تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم تا بعضى از مردم بعضى ديگر را مسخّر خدمت كنند و رحمت خدا از آنچه گرد مىآورند بهتر است.
اجاره طبق آيات قرآن يكى از معايش خلق است. هرگاه با حكمت ميان آنها و ارادۀ آنها و ساير حالات آنها مخالفت كرد و آن را قوامى براى روزى خلق قرار داد؛ مانند اينكه شخصى، ديگرى را براى كار در زمين زراعى و انجام كارهايش و تصرفات و املاكش اجاره مىكند، اگر شخص ناچار است براى خودش كارهايى مانند بنّايى يا نجارى يا هر نوع صنعتگرى انجام دهد و متصدى تمام آنچه به آن نياز دارد شود؛ مانند دوختن لباس چه در ملك خودش باشد يا در ملك ديگرى؛ احوال عالم و كارهاى جهان به آن استحكام مىيابد. اما براى تمام مردم امكان همه اين كارها نيست و از انجام همه اين امور ناتوان هستند. لكن خداى متعال از سر تدبير اراده كرده كه همتها و سليقههاى مردم با يكديگر متفاوت باشد و هر كسى كه ذوق كارى دارد همان از او مطالبه شود. بدين وسيله كار مردم به وسيله يكديگر قوام و استحكام پيدا مىكند و بعضى از آنها به كمك بعضى ديگر در مسائل معيشتى بىنياز مىشوند و صلاح حال آنها تحقق مىيابد. [٢]
[١] . زخرف:٣٢.
[٢] . سيد مرتضى علم الهدى، محكم و متشابه، ص ٥٩؛ حر عاملى، وسائل الشيعة، ج ١٣، ح ٣،ص ٢٤٤.