قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٤٧٥
جداگانه و مستقل محسوب نمود، در حالى كه شرط مخالف مقتضاى عقد شرط مستقلى است. [١]
دليل اول: علت بطلان شروط منافى با مقتضاى عقد، بدين خاطر است كه توجه به اين شرط مستلزم تخلّف با مقتضاى عقد است كه اين معنى عبارت است از عدم ترتّب آن اثر بر عقد است كه معناى فساد نيز چيزى جز اين نيست كه لازمۀ آن عدم توجه به وفا به چنين عقدى است چرا كه ثبوت وجوب وفا به شروط و ادلۀ صحت اين عقد پيش مىآيد. در نتيجه اين شرط برگشت به اصل فساد عقد و عدم لزوم وفا به شرط مىكند.
دليل دوم: دليل دوم بطلان شرط منافى مقتضاى عقد آن است كه اينگونه شرطى مخالف با كتاب و سنت مىباشد. چرا كه كتاب و سنّت دلالت بر اين مىكند كه مقتضاى عقد فلان چيز است. آنگاه با اين شرط، عدم اقتضاء را شرط مىنماييم كه اين به منزلۀ مخالفت كردن با كتاب و سنّت است.
دليل سوم: دليل سوم بر بطلان اينگونه عقدى اجماع است. [٢]
اشكال بر بطلان شرط مخالف مقتضاى عقد
در شرط مخالف مقتضاى عقد اشكالى وارد شده و آن اينكه حكم شروط مخالف مقتضاى عقد بطلان است چرا كه با ماهيت و اركان عقد منافى است در حالى كه
[١] . امام خمينى، همان، ج ٥، ص ١٥٨.
[٢] . شيخ مرتضى انصارى، همان، ج ٣، ص ٢٠؛ ملا احمد نراقى، همان، ص ٥٠؛ ملا محمدنراقى، همان، ص ٦٧.