قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٤٤١
أرادت عائشة أن تشترى بريرة فاشترط مواليها عليها ولاها، فاشترتها منهم على ذلك الشرط فبلغ ذلك رسول اللّه (ص)، فصعد المنبر فحمد اللّه و أثنى عليه، ثم قال ما بال قوم يشترطون شروطا ليست فى كتاب اللّه، يبيع الرقبة و يشترط الولاء، و الولاء لمن أعتق، و شرط اللّه آكد، و كل شرط خالف كتاب اللّه فهو ردّ. [١]
على (ع) فرمود: عايشه خواست بريره را خريدارى نمايد صاحبان بريره شرط ولاء بريره را بر عايشه نمودند. عايشه با پذيرش اين شرط بريره را از آنها خريدارى نمود.
اين مطلب به رسول گرامى اكرم (ص) رسيد. ايشان بالاى منبر رفتند و حمد و ثناى خدا را نموده و فرمودند: چه شده است كه قومى شروطى مىكنند كه در كتاب خدا نيست و بنده را مىفروشند و شرط ولاء مىكنند در حالى كه ولاء از آن كسى است كه آن را آزاد كند و شرط و حكم خداوند مؤكدتر از شرط بندگان خداست و هر شرطى كه با كتاب خدا مخالفت كند، آن شرط مردود است.
٦- عبد اللّه بن سنان قال:
سألت أبا عبد اللّه (ع) عن الشرط فى الإماء لا تباع و لا توهب قال يجوز ذلك غير الميراث فانّها تورث لان كلّ شرط خالف كتاب اللّه باطل. [٢]
[١] . ميرزا حسين نورى طبرسى، مستدرك الوسائل و مستنبطالمسائل، ج ١٣، كتاب التجاره، ابواب الخيار، ص ٣٠؛ تميمى مغربى، همان، ج ٢، ص ٢٤٧، ح ٩٣٥.
[٢] . حر عاملى، همان، ج ١٢، ص ٣٥٣.