قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٤٣٦
به اسلام هدايت يابد و مىدانيم كه هدايت افراد مهمترين و برترين اغراض و مقاصد است چنان كه در روايت آمده كه هدايت يك نفر برتر است از اينكه زمين مملو از طلا و جواهرات باشد. آنگاه به جوابگويى از اشكال وارده پرداخته و گفتند اينكه به دليل آيۀ مباركۀ «الإسلام يعلو و لا يعلى عليه» خريد كافر را صحيح نمىدانند اين استدلال صحيح نيست چرا كه جاى بحث آن در اينجا نيست زيرا اگر اين استدلال در اينجا درست بود پس بايد معتقد مىبودند كه خريد هيچ كافرى توسط هيچ مسلمانى تا زمانى كه بندۀ مسلمانى وجود دارد، صحيح نيست در حالى كه اينگونه بيان نداشتهاند.
و اما دليل دوم آنها كه گفتهاند اغراض دنيوى نمىتواند با اهداف و اغراض اخروى تعارض كند اين حرف هم صحيح نيست براى اينكه اينجا اصلا هدف اخروى نيست بلكه بحث سر معامله است كه از اهداف دنيوى است البته اگر چه در طى اغراض دنيوى اغراض اخروى هست ولى اغلب معاملات براى اغراض دنيوى است، ايشان مىفرمايند:
و لكن الظاهر هو الوجه الاول فانه مع قطع النظر عن الاغراض المذكورة التى أغراض عقلائية حكمنا بصحة الشروط لا يتعلق بها غرض عقلايى و كيف مع الاغراض المذكورة على إن اشترى العبد لاجل هدايته من أهم الاغراض العقلائية فانه ورد ان هداية شخص خير من ملا الارض ذهبا أما ذكره من أن الاسلام يعلو و لا يعلى عليه. فانّه أجنبى عن المقام و الّا فلا بد فى الحكم بانه لا يصحّ شراء المسلم الكافر مع وجود العبد المؤمن لان الاسلام يعلو و لا يعلى عليه و أما ما ذكر من عدم تعارض الغرض الدنيوى