قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٧٦
آنگاه شيخ انصارى (ره) دو معناى ديگرى را هم براى شرط بيان مىكنند يكى شرط در اصطلاح اصوليون كه عبارت است از ما يلزم من عدمه العدم و لا يلزم من وجوده الوجود و ديگرى شرط در اصطلاح نحويون است كه عبارت است از جملاتى كه بعد از ادوات شرط مىآيند. دو معناى اولى كه مرحوم شيخ انصارى (ره) بيان كرده معناى عرفى شرط بوده و دو معناى بعد، معناى اصطلاحى شرط است. لذا اگر لفظ در عرف استعمال شد همان دو معناى اول مورد نظر خواهد بود كه بايد بر اساس قرينه مشخص شود.
انواع شرط از نظر ارتباط با عقد
پس از مشخص شدن معناى كلمۀ شرط، به بررسى انواع شرط از نظر ارتباط آن با عقد پرداخته، سپس به بيان منظور از شرط در قاعدۀ المؤمنون عند شروطهم مىپردازيم. ١. شروط ابتدايى؛ ٢. شروط تبانى؛ ٣. شروط ضمن عقد.
شروط ابتدايى
شروط ابتدايى، شروطى هستند كه در متن عقد ذكر نشده بلكه تعهدات و التزاماتى هستند كه بدون اينكه عقدى به دنبال آن بيايد يكى از طرفين معامله براى ديگرى مىكند، كه حكم آن، عدم التزام به اينگونه شرطهاست. [١]
[١] . سيد ميرزا حسن موسوى بجنوردى، قواعد الفقهيه، ج ٣،ص ٢٥٢؛ موسى نجفى خوانسارى، منية الطالب فى حاشية المكاسب، ج ٢،ص ١٢٣؛ ابو القاسم خويى، مصباح الفقاهه، ج ٧، ص ٣٥٢.