قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٧٤
اللّه (ص) قال: إنّ من اشترط شرطا سوى كتاب اللّه فلا يجوز ذلك له و لا عليه. [١]
ابن سنان از امام صادق (ع) در مورد مردى روايت مىكند كه آن مرد به زن خويش گفت اگر من بر تو زن ديگرى و يا كنيز ديگرى گرفتم پس آن زن مطلقه باشد.
امام (ع) فرمود: اين چيزى نيست. رسول اكرم (ص) فرمود: كسى كه شرطى بر خلاف كتاب و سنّت نمايد اين شرط نه بر او و نه بر كسى كه شرط بر عليه اوست، نافذ است.
البته گاه شرط به معناى مصدرى را به صورت مجاز در نفس مشروط به كار مىبرند مثل لفظ خلق كه گاه به معناى مخلوق به كار برده مىشود كه اين نوع استعمال، استعمال مجازى است. [٢]
اما اينكه لغويين لفظ شرط را در شرط ضمن عقد يا التزام در بيع معنى كردهاند و اطلاق آن را در ديگر معانى مجاز دانستهاند، حرف صحيحى نيست چرا كه:
اولا، اگر امر دائر بر حقيقت و مجاز يا مشترك معنوى باشد مشترك معنوى اولويت دارد چرا كه اولى نيازمند به قرينه است در حالى كه اصل، عدم قرينه است. [٣]
ثانيا، به دليل تبادر، چرا كه وقتى كه كسى مىگويد: «شرط على نفسه كذا» از اين جمله مجرد التزام را مىفهميم نه إلزام در التزام را.
ثالثا، استدلال امام معصوم (ع) در روايت ابن سنان كه بر وعد اطلاق شده است. ١
[١] . همان، ج ١٤، ص ١٢٨.
[٢] . همان، ج ٢، ص ٣٩٠.
[٣] . همان.
[٤] ١. همان.