قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٧٣
وجود مشروط لازم مىآيد و نه عدم مشروط، و ممكن است گفته شود كه مسبب در وجود خود مربوط است و مشروط در عدم خود به شرط وابسته است.
شيخ انصارى (ره) در مورد معناى شرط مىفرمايد كه شرط بر دو معنى اطلاق مىشود يكى از معانى آن عبارت است از همان معناى حدثى، كه شرط به اين معنى مصدر شرط است يعنى الزام و التزام به چيزى، كه اسم فاعل آن شارط و اسم مفعول آن مشروط مىباشد. در لغت، شرط به معناى مصدرى آن تفسير كردهاند چرا كه گفتهاند «الزام الشىء و التزامه فى البيع و غيره» لذا با اين تعبير، استعمال شرط در الزام ابتدايى مجاز يا غير صحيح خواهد بود لكن شرط بر الزام ابتدايى هم آمده است مثل گفتار پيامبر اكرم (ص) در جريان بريره، آن جايى كه فرمود: «ان قضاء اللّه احق و شرطه اوثق» و يا اينكه «الولاء لمن اعتق» كه منظور از شرط در اينجا حكم خداست.
و يا قول و گفتار امير المؤمنين (ع) در مورد كسى كه شرط كرد زن ديگرى را به ازدواج خويش در نياورد، فرمود: «ان شرط اللّه قبل شرطكم» و يا گفتار سائل از امام (ع) كه سؤال كرد: «ما الشرط فى الحيوان؟» امام (ع) فرمودند: «ثلاثة ايام للمشترى» و ما الشرط فى غيره؟ و قال: «هى بالخيار حتى يفترقا» پس شرط به معناى خيار و همچنين نذر عهد وعد نيز اطلاق شده است. [١] در خبر ابن سنان از امام صادق (ع) آمده است:
عن إن سنان عن أبى عبد اللّه (ع) فى رجل قال لامرأته، إن نكحت عليك او تسريت فهى طالق قال (ع) ليس ذلك بشىء إنّ رسول
[١] . شيخ مرتضى انصارى، همان، ج ٢، ص ٣٨٩.