قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٥٨
شبههاى كه مطرح است اينكه قيام در حال تكبيرة الاحرام جداى از خود تكبيرة الاحرام نيست. چون زمان آن به مقدار تكبيرة الاحرام مىباشد. يعنى تكبيرة الاحرام با قيام حالت نماز شكل مىگيرد. نه اينكه يك ذات قيام باشد و يك ذات تكبيرة الاحرام، بلكه هر دو يكى هستند در واقع هر دو قيد و مقيد مىباشند و قابل انحلال نيستند. چون در انحلال بايد دو موجود با دو موجود باشند كه قابليت انحلال را داشته باشند. اما اينها دو موجودند كه به وجود واحد موجود مىشوند.
پس شرط است كه مصلّى قيام داشته باشد و تكبيرة الاحرام به تنهايى ذاتش مطلوب شارع نيست بلكه با قيام مورد نظر شارع است.
خلل در قيام متصل به ركوع
اگر به قيام متصل به ركوع اخلال شود، آيا قابل تدارك است؟ هويت و پديدۀ قيام متصل به قيامى است كه در پىاش ركوع باشد و بدون اين، هويت قيام متصل معلوم نيست و اگر در حال تقوس قيام كند، گفته مىشود كه ركوع نياورده است؛ اما اگر گفتيم ركوع يك هيأت خاص عرفى است يا هيأت خاص تقوس باشد، از ادلۀ ديگر شارع مقدس استفاده مىكنيم كه اجزاى ديگر دارد.
نظر ما اين است كه ركوع را يك هيأت خاصى مىدانيم كه قيام متصل به آن جزء آن ركوع مىباشد و شارع مقدس ميزان تقوس را بيان كرده است. جمع كثيرى از فقها جبران قيام متصل به ركوع را غير ممكن مىدانند.
بنا بر اين كسانى كه قيام متصل به ركوع را جزء ماهيت ركوع مىدانند، جبران آن موجب زيادى ركن نمىشود. يعنى اگر قيام را جزء ماهيت ركوع بدانند خلل به آن