قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٥٦
لا تعاد در عقد مستثنى را جارى كنيم، چرا كه سجود يكى از اركان و از عقد مستثنى لا تعاد مىباشد. در سجده منظور از «وضع الجبهه على الارض»، آيا هر زمينى است يا منظور زمينى كه طاهر باشد؟ در سجدۀ صحيح بايد طهارت شرط صحت باشد وگرنه در هر زمينى، سجده غير صحيح خواهد بود و قبلا گفتيم واجبات و اجزاى سجده داخل در واجبات (طهارت محل سجده، ذكر واجب، طمأنينه، استقرار، وضع رءوس اصابع و ...) سجده مىباشند نه اينكه داخل در ماهيت سجده، پس عموم اين واجبات داخل در عقد مستثنى منه قاعدۀ لا تعاد مىباشد و هيچ كدام از اين اجزاء و شرايط داخل در عقد مستثناى لا تعاد نمىباشد. پس اخلال به هر كدام از آنها، در واقع اخلال به ماهيت سجده نشده بلكه اخلال به واجبات سجده شده است. نتيجتا عموم لا تعاد الصلاة شامل آن مىشود پس اينها داخل در عقد مستثنى منه مىشوند و حكم به صحت صلات مىكنيم.
و بعضى گفتهاند كه اين مسأله داخل در طهور است و طهور را اعم از طهارت حدثى و خبثى مىدانند. جواب: ضرورت فقه و تسالم اصحاب همگى مسألۀ طهور را طهارت حدثى مىدانند نه خبثى و ما روايات زيادى داريم كه «اذا صلى فى النجس» و بعد نجاست آن معلوم شود، پس نماز درست است و اشكالى ندارد و اصلا طهورى كه در آنجا مطرح مىشود، طهارت حدثى است نه خبثى. بنا بر اين نتيجۀ طرح مسأله اين مىشود كه «اذا صلى المصلّى فى النجس نسيانا أو سهوا» و وقتى متوجه شد كه محل سجده نجس بوده، به مقتضاى عقد مستثنى منه قاعدۀ لا تعاد نمازش صحيح است بلا كلام.