قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٤٧
است كه شما اگر منحرف از عين كعبه شديد بگوييد نماز باطل است چرا كه قبله يكى از آن پنج ركن مىباشد.
بدن انسان شبيه زاويۀ نيم صفحه است؛ يعنى اگر فرض كنيم پيشانى مصلّى يك جسم نورى و كعبه در هر يك از نقاط مغرب و مشرق باشد، تابش بعضى از سهام كه از ما به آن جهت مىتابد و به عين خود كعبه برخورد مىكند.
در اينجا جاى بحث از حكومت يا تخصيص نيست چرا كه قبله مسلّما در جنوب و به طرف بين مشرق و مغرب قرار گرفته است. يعنى اگر به طرف جنوب بايستيم، حال اين انحراف به طرف مشرق باشد يا به سمت مغرب و آن درجهاى كه تعيين شده به طرف جنوب شرقى يا غربى باشد، باز به طرف كعبه ايستادهايم. چون وضعيت ساختمان، مقاديم بدن انسان و حالت پيشانى به طور محدب است و يك زاويۀ نيم صفحه را (١٨٠ درجه) تشكيل مىدهد. پس به عين خود كعبه هم برخورد مىكند و به نظر مىرسد نيازى به مسألهاى (حكومت يا تخصيص) كه آقايان بيان مىكنند، نيست و در اينجا نه تخصيص است و نه حكومت بلكه بيان خود قبله است.
بنا بر اين وقتى قاعدۀ لا تعاد را در وقت جارى كنيم كه مصلّى به طرف خود مشرق يا مغرب بخواند يا استدبارا الى القبله، هر چند خود آن استدبار هم جاى بحث دارد. مثلا كسى به طرف شمال نماز مىخواند، اگر به طرف شمال خطى بكشيم به خود كعبه هم مىخورد فقط چيزى كه هست مسافت طولانىتر مىشود و الّا استدبار قبله عين خود استقبال قبله مىباشد چرا كه زمين كروى است و فرقى نمىكند و اين احتمال كه در روايات نيز آمده در هنگام تخلّى استدبار الى القبله نباشد زيرا به استقبال قبله منتهى مىشود. در روايات هست كه اگر استدبار الى القبله نماز خوانده شود، اعاده دارد و عقد مستثناى قاعدۀ لا تعاد شامل آن مىشود و اگر به طرف خود