قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٤١
(قصورى يا تقصيرى) نمىشود بلكه قاعدۀ لا تعاد اختصاص به نسيان و اضطرار دارد و مىفرمايد من با اين بيان حرف مشهور فقها را درست مىكنم كه گفتهاند قاعدۀ لا تعاد اختصاص به حالت نسيان و اضطرار دارد و شامل جهل به كلاقسميه نمىشود.
جواب: مفهوم اعاده عبارت است از ثانى وجود هر شىء و ثانى وجود هر شىء اگر از حيث اجزاء و شرايط ناقص باشد، فرد دوم اكمل است. به طور كل در مورد جهل صدق مىكند كه در جاهل فرد اول كه آورده بود، دو جزء در آن نبود و حالا كه رفع جهل شده پس بايد فرد كامل را بياورد و فرد كامل اعادۀ فرد ناقص است و اعاده از همان طبيعت است و شاهد بر آن روايات موجود در اين زمينه است، پس فرمايش مرحوم ميرزاى نائينى مورد قبول نيست. مضافا مسألۀ لا تعاد و يعيد، اينها خودشان موضوع حكم نيست چرا كه شرع كارش اين نيست كه بگويد اعاده بكن يا نكن بلكه اين حكم عقل است؛ يعنى اگر امتثال كردى اعاده ندارد و اگر امتثال نكردى، اعاده كن و اينجا ارشاد به بطلان است كه شارع مقدس در بيان اين است كه اگر به عقد مستثنى اخلال كردى، نمازت باطل است و اگر اخلال به عقد مستثنى منه بود، نمازت باطل نيست و يعيد و لا تعيد حكم شرعى نيست بلكه ذكر لازم و ارادۀ ملزوم و از باب ارشاد به بطلان است.
شبههاى در مورد جاهل قاصر: چرا در مورد جاهل قاصر كه قبح عقلى دارد بگوييم مكلف است؟ چون او هيچ تقصيرى نكرده و جهلش پديدۀ تقصير او نيست.
بلكه او مقهور الجهل است و چون جاهل قاصر نه علم اجمالى برايش آمده و نه علم برايش منجز شده و نه خطاب به تعلم داشته يعنى حكم عقل و حكم شرع به او نگفتهاند كه برو و ياد بگير وَ «مٰا كُنّٰا مُعَذِّبِينَ حَتّٰى نَبْعَثَ رَسُولًا» كه قاعدۀ قبح عقاب را بيان است (گرچه شيخ انصارى به تفصيل قائل هستند بين جاهل قاصر و مقصر كه