قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣١٦
اتصالى يك مركب اطلاقات «إنما الشكّ فى شىء لم تجزه» [١] و يا «اذا خرجت من شىء ثمّ دخلت فى غيره» [٢] مىگويد بگو آورده شد و همين معناى قاعدۀ فراغ مىباشد. اما اگر منظور جزء باشد كه آيا اين جزء موجود شده يا خير، قاعدۀ تجاوز مىگويد: بگو وجد.
بنا بر اين امكان دارد با يك بيان و لسان واحدى هم قاعدۀ فراغ و هم قاعدۀ تجاوز را جارى كنيم. البته اگر قاعدۀ فراغ را نه به صحت موجود بلكه به وجود مركب برگردانيم و در جامع به صورت «وجود الشىء» ظاهر شود، مىتوان هر دو قاعده را به مفاد كان تامه برگشت داد. منتها مفاد كان تامه در قاعدۀ فراغ را وجود نفس و شىء بگيريم و در قاعدۀ تجاوز وجود الجزء، اما در هر دو محمولشان مطلق خواهد بود. زيرا ضابطه در مفاد كان ناقصه، محمول داراى وجود مقيد و در مفاد كان تامه، محمول داراى وجود مطلق مىباشد و ما در هر دو قاعده محمول را وجود مطلق قرار داده و در قاعدۀ فراغ مىگوييم: المركب وجد و در قاعدۀ تجاوز الجزء وجد مىگيريم.
بنا بر اين وقتى جامع وجود الشىء قرار گرفته شود، ديگر اشكالى وجود نخواهد داشت و هر دو قاعده جارى مىگردد. البته اين در جايى است كه در صلاة، داخل در عمل ديگرى شده باشيم و عمل بعدى مىخواهد هر چه باشد؛ در هر حال «تجاوز عن المركب» و «تجاوز عن الشىء» و «عن الجزء المشكوك» صدق مىكند.
[١] . همان.
[٢] . شيخ طوسى، همان، ج ٢، ص ٣٥٢، ح ١٤٥٩، باب احكام السهو، ح ٤٧؛ حر عاملى،همان، ج ٥، ص ٣٣٦، ابواب الخللالواقع فى الصلاة، باب ٢٣، ح ١.