قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٠
باشد، يا از جانب خداوند سبحان يا از قبل مالك يا هر چيز ديگرى كه به منزلۀ اينهاست.
قسمتى از امانات، امانات شرعى است، مثل اينكه لاقط از جانب خداوند در حفظ مال و رساندن آن به مالك- در مدتى كه تعيين شده مال در دستش باشد- اذن دارد. يا حاكم شرعى در حفظ اموال غيّب و قصّر (از ديوانگان و سفيهان و غير بالغين يا كودكان) تا زمان از بين رفتن حجر آنها، اذن دارد.
در موردى كه مال در دست غير صاحبش باشد. البته به اذن صاحب و مالك آن، يا كسى كه به منزلۀ مالك (مانند ولى يا وكيل) آن است، يا كسى كه از جانب مالك متولى بر آن مال است، يا مثل متولى وقف و ناظر كه به منزلۀ مالك است. در تمام اين موارد اگر تلف بدون تعدى و تفريط باشد، كسى كه مال در دست اوست، ضامن نيست؛ زيرا قاعده «و على اليد» در يد غير مأذونه است و يد مأذونه چه تخصيصا يا تخصصا خارج از محتواى آن است.
در مورد مذكور يد مستأجر مأذونه است. و در صورت تعدى و تفريط، ضامن مىشود. زيرا در آن دو صورت يد از امانى بودن خارج مىشود. امانت مالكى بر دو قسم است:
١) قسمى از آن عقديه است مانند وديعه. طرفين تعهد مىكنند كه مال نزد مستودع امانت باشد و اين امانت به معنى اخص است. در اين قسم شرط ضمان جايز نيست، زيرا خلاف مقتضى عقد است؛ بلكه خلاف كتاب خداست زيرا خداوند