قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٣١
همان تجاوز از حدود الهى است كه خداوند آن را براى بندگان خود در شرع مورد نكوهش قرار داده است. [١]
در آيۀ «وَ لٰا تَعٰاوَنُوا ...» عدوان عطف به اثم شده است كه عطف خاص بر عام است. عدوان، دشمنى و ظلم را گويند كه عطف به گناه شده و اثم هم گناه كبيره و هم گناه صغيره را شامل مىشود. عدوان يعنى ظلم و تعدى كه از مصاديق گناه است. [٢] «خلق را هر چه بتوانند از خير و سعادت بازمىدارند و به ظلم و بدكارى مىكوشند» [٣]؛ «هر كس كتمان شهادت كند البته به دل گنهكار است» [٤]؛ «بسيارى از آنها را بنگرى كه به گناه و ستمكارى و خوردن حرام مىشتابند، بسيار بدكارى را پيشۀ خود نمودند» [٥]. پس اثم از عدوان است و زير مجموعۀ آن است. [٦]
معناى لغوى جرم
جرم از مادۀ «جرم» بر وزن «ضرب» است؛ به معناى «تعدى كردن و گناه و معصيت» است. معناى ديگر آن «قطع كردن» بوده و دليل اين معنا اين است كه جرم سبب قطع عمل واجب الوصول مىشود. بنا بر اين گناهكاران را مجرم گويند؛ زيرا عمل صالح را قطع مىكنند. [٧]
[١] . طبرسى، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج ٤ و ٣، ص ١٥٥.
[٢] . سيد ميرزا حسن موسوى بجنوردى، همان، ٣٠٦.
[٣] . قلم:١٢.
[٤] . بقره:٢٨٣.
[٥] . مائده:٦٢.
[٦] . راغب اصفهانى، همان، ص ٦٤.
[٧] . قريشى، قاموس القرآن، ج ١، ص ٢٧.