قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٧٨
معتبر است و شرط، ولى در صورت اخذ اجرت بر انجام آن اخلاص به طريق مؤكد شرط مىشود، خواهيم گفت كه اين مطلب به طور مسلّم باطل است.
توضيح بطلان را با ذكر مقدمهاى ارائه مىنماييم. و آن اينكه: وجوب وفا به اجاره وجوب توصلى است نه تعبدى. مثلا اگر شخصى خانهاش را به ديگرى اجاره مىدهد، بر وى واجب است كه به مقتضاى اجاره عمل كند و خانه را تحويل مستأجر دهد، حال با هر نيتى كه اقدام بر اين عمل كند كافى است، و لازم نيست كه حتما قصد قربت كند. و يا مثلا اگر زيد اجير شده كه براى عمرو بنايى كند و ساختمانى را بسازد، بر وى واجب است كه به عقد اجاره رفتار نمايد و از دايرۀ وفا پاى بيرون ننهد، ليكن لازم نيست كه هر آجرى را كه بر آجر ديگر مىگذارد با خود حديث نفس كند كه من اين آجر را بر آجر ديگر مىگذارم به دليل وجوب وفاى به عقد اجاره، قربة الى اللّه ...! به هر تقدير، وجوب وفا به اجاره توصلى است.
با توجه به اين مقدمه مىگوييم: اگر وجوب وفا به عقد اجاره مؤكد اشتراط اخلاص باشد، بايد وجوب وفا به عقد متوقف به قصد قربت باشد تا گفته شود قبل از اخذ اجرت از يك جهت قصد قربت لازم بوده، حال از دو جهت و شرطيت قصد قربت تأكيد شده است. در حالى كه وجوب وفاى به اجاره توصلى بوده، و متوقف بر قصد قربت نيست، و واجب توصلى مؤكد قصد قربت كه در واجب تعبدى شرط است، نيست. كه اين دو، هر يك دو سنخ متفاوت از وجوبند و توصلى نمىتواند مؤكد شرط قصد اخلاص باشد.