قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٤٧
براى آن اجرت مىگيرند، اگر ادعا كند كه عمل را مجانى انجام نداده بلكه قصد گرفتن اجرت را داشته است، حق مطالبه دارد. عمل مسلمان محترم است و اين ادعا- يعنى قصد گرفتن اجرت- دانسته نمىشود مگر از طريق خود مسلمان. و آن با نيتش و آنچه قصد كرده شناخته مىشود. پس بر كسى كه به كارى امر كرده واجب است كه اجرت را بپردازد.
اما اگر نزد عرف براى مثل آن عمل اجرتى نباشد، مثل اينكه به شخصى امر كند كه اذان بگويد يا مسجد را فقط امروز جارو بكشد يا چيزى را براى مدت كوتاهى به امانت قبول كند، در اين موارد غالبا در عرف اجرتى طلب نمىكنند. و اين موارد منافاتى ندارد با اينكه ذات آن عمل ماليت داشته باشد. گاهى بناى عرف بر نگرفتن اجرت در چنين امورى است و معمولا اين كارها مجانى انجام مىشود. حال يا از باب مثلا رفاقت با كسى كه آن را نزدش به وديعه گذاشته است يا براى رضاى خدا.
بنا بر اين بناى عرف بر عدم ماليتش است هر چند در واقع براى آن ماليت باشد.
در اين قسم ظاهر بر انجام عمل به صورت مجانى و عدم قصد اجرت است. پس آيا ظاهر حال در نظر گرفته مىشود و به عدم استحقاق اجرت، اگر طلب كند حكم مىشود يا قاعده احترام مال مسلمان و عملش در نظر گرفته مىشود و به استحقاق اجرت، اگر طلب كند حكم مىشود؟ پاسخ اين است كه اگر مطالبه كند دادن اجرت به او واجب است.
بعيد نيست كه قاعده احترام اگر ادعا كند كه عمل را به قصد اجرت انجام داده جارى شود. زيرا نيتش را دانستيم. اين ادعا متعارف نيست مگر از جانب انجام دهندۀ كار و در نتيجه از دعاوى مسموعه مىباشد مانند آنچه آن را در باب دعاوى از كتاب قضا بررسى كرديم.