قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٤٢
در مقايسۀ آن با مسألۀ ازدواج دختر بچه يا پسر بچه به صورت انقطاعى و نفوذش بعد از بلوغ باطل است زيرا ازدواج دختربچه با عقد انقطاعى در مدت زيادتر از زمان كودكىاش و نفوذش حتى در زمان بعد از بلوغ- هرگاه عقد در زمان كودكى به دليل مصلحتش واقع شده باشد- مانند اجاره نيست. زيرا اجاره عبارت است از تمليك منفعت كودك در تمام آن مدت براى مستأجر و هرگاه فرض كنيم كه به مدت ده سال است، در نتيجه اجاره به ده سال منحل مىشود يعنى در هر سال مالك منافع آن سال است و فرض اين است كه در بعضى از اين سالها برايش سلطنت در تمليك آن منفعت نيست. پس اجاره نسبت به آن سالها فضولى مىباشد.
اما در ازدواج دختر بچه، اگر چه انقطاعى باشد در مدت زيادتر از زمان كودكىاش در بين منحل مىشود. بلكه به وجود آمدن علاقه زوجيت بين آنها زمانى است كه برايش حق ايجاد چنين علاقهاى وجود دارد و نهايت امر اينكه علاقه زوجيت كه بين آنها آنى به دست مىآيد بر دو قسم است: (١) مطلق كه عقد دائم ناميده مىشود؛ (٢) موقت كه عقد منقطع ناميده مىشود و آن تمليك بضع در تمام سالها نيست، زيرا در بعضى از اين سالها- يعنى سالهايى كه بعد از بلوغ است- ولى اين حق را ندارد.
اولا قياس باطل است. ثانيا ما دليل داريم بر صحت عقد صغيره از طرف ولىاش، چه به صورت دائم و چه موقت. در حالى كه دليلى بر جواز اجاره صغير و صبى بيشتر از مدت صغرش نداريم. و عمومات شامل آن نمىشود زيرا عمومات تصرف ولى را در زمان كودكى جايز مىداند و شامل زمان بعد از بلوغ نمىشود. پس تصرف ولى در كودك نسبت به زمان بلوغ غير نافذ است و فضولى مىباشد مانند آنچه بيان كرديم و شناختيم.