قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٢
الف) استعمال لفظ بيع در صيغۀ اجاره
اگر يكى از دو امر باشد مثلا قصد اجاره خانه كند و لفظ بيع را در مقام انشاء به كار برد و بگويد «بعتك هذه الدار» بيع واقع نمىشود، براى اينكه آن را قصد نكرده و اجاره هم واقع نمىشود براى اينكه آنچه واقع مىشود بيع است. در نتيجه، آنچه قصد شده واقع نشده و آنچه مورد نظر بوده قصد نشده است و آن مانند انشاء در باب ايقاع است و معنى ظاهر لفظ انشاءاش اراده مىشود. گاهى انشاء صحيح استعمال مىشود و لفظ در معناى حقيقى و يا در غير ما وضع له و يا با قرينه صارفه و معينه براى چيزى كه اراده مىشود استعمال مىشود. و آن در بعضى تعابير خلاف واقع مىشود. هرگاه بگويد: «بعتك سكنى هذه الدار سنته كاملة بكذا» آيا اجاره واقع مىشود يا نه؟ از نظر اينكه ظهور بيع در انتقال عين است يا ظهور منفعت در اجاره است. بله، اگر گفت «ملّكتك سكنى هذه الدار سنه كاملة بكذا» در اجاره ظهور دارد، براى اينكه تمليك منفعت معلوم به عوض معلوم است و اين خود اجاره است. اشكالى در وقوع اجاره با عقد نيست و اشكالى در وقوع آن با معاطات وجود ندارد. لكن تحقيق آن است كه عقد از مقولۀ معنى مىباشد و الفاظ دخالتى در هويت عقد ندارند، بلكه ماهيت عقد به قصد موجب پديد مىآيد. بنا بر اين، الفاظ مقام اثبات و إبراز و اظهار عقد محسوب مىشود.
ب) اجارۀ معاطاتى
الف. عنوان اجاره به معاطات نيز تحقق پيدا مىكند، در نتيجه شامل عمومات مىشود. شكى نيست كه قول امام (ع): «اجاره يكى از راههاى معيشت خلق است»، در مقام بيان راههاى معيشتى است كه حلال است و به وسيله اجاره بازار مسلمين برپا