قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٠٩
برطرف نمىشود مگر با تقييد دو حق به زمان، وگرنه با تقييد يكى از آن دو با اطلاق ديگرى رفع نمىشود و آن واضح است.
در مقام تطبيق حق زوج نسبت به خصوصيات زمانها، مطلق است. پس تزاحم بين دو حق واقع مىشود و مىتوان حكم كرد به عدم اطلاق حق مستأجر و اينكه تعيينش مقيد به خواست زوجه يا معين كردن وقت در عقد اجاره است تا مزاحمت بين حق زوج و حق مستأجر برطرف شود به اينكه اجاره با حق زوج تزاحم ندارد يا اينكه اجاره را به اذن و اجازۀ شوهر مقيد كرد.
مسألۀ دوم: أنّه لو ماتت المرضعه أو الطفل فهل تنفسخ الاجاره ام لا؟
اگر زن شيرده يا طفل از دنيا برود آيا اجاره منفسخ مىشود؟
خلاصۀ كلام اين است كه اگر زن شيرده بميرد مرگش قبل از شير دادن طفل، به هر اندازهاى، اين تلف قبل از قبض است كه در خصوص آن سخن گفتيم و اجاره از اول كار منفسخ مىشود و مانند تلف مبيع قبل از قبض مشترى مىباشد و اما اگر زن شيرده بعد از اينكه طفل چيزى از منفعت را استيفا كرد بميرد- يعنى مقدارى شير داد- مستحق اجرت است نسبت به آنچه گذشته است و نسبت به آنچه از مدت باقى مانده اجاره منفسخ مىشود كه بحث آن گذشت.
اگر طفل بميرد، پس اگر مفاد عقد اجاره شير دادن به اين طفل خاص يا شير دادن او به شير زن باشد بعد از مرگ طفل استيفاى آن منفعت متعذر مىشود و فرقى نمىكند كه تعذر استيفاى منفعت مملو كه به عقد اجاره از جهت فوت زن شيرده يا