قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٠٥
خود عين اضافه مىشود. لذا گفته مىشود: اجاره دادم اين خانه يا اين بستان يا غير آن را به تو اجاره دارم و اجاره به منافع آن عين اضافه نمىشود پس اگر گفته شود:
سكونت اين خانه را يا شير اين گاو را به تو اجاره دادم اجاره باطل مىباشد براى اينكه ماهيت اجاره تمليك منفعت عين مستأجره با بقاء خود عين و عدم اتلافش تحقق مىيابد.
در تمام موارد اتلاف خود عين فرقى نمىكند چه وقتى كه براى عين وجود مستقل باشد و منفعت تبعى براى ديگرى نداشته باشد مانند نان نسبت به خوردنش و آتش براى شعلهاش و استعمالش در طبخ و غير آن، يا از نوع ديگر منافع باشد مانند ثمره براى درختان يا آب چاهها، يا شير در حيوانات شير ده، شير خوردن اطفال از زنان شيرده يا اجاره عيون و قنات براى انتفاع آبش براى كشت در زراعت و در جهات ديگر ... صحيح نيست كه خود اين اعيان كه مقصود انتفاع مىباشند با اتلافش متعلق اجاره قرار گيرد و آن عين مستأجره مىباشد و اگر فعل باشد اجاره باطل است.
اما اگر متعلق اجاره اعيان قرار گيرد كه اين اعيان نزد عرف بلكه حقيقت تعدى از منافعش مىباشد زيرا در شىء منفعت براى شىء شرط نمىشود كه از اعراض آن شىء مىباشد پس اجاره صحيح مىباشد، چون اركان آن محقق شده و او بر تمليك منفعت معلوم به عوض معلوم صدق كرد.
بر قول بالا اشكالى وارد مىشود و احتياج به تكلف انداختن نيست كه بگوييم اجاره قرار دادن عين مورد اجاره است در كرايه و اختيار انسان، ملكيت منفعت از لوازم غالبى عين مىباشد مضافا به اينكه قرار گرفتن شىء در كرايه به عبارت ديگر تمليك منفعت آن شىء است در مقابل عوض مشخص و واقعيت اشياء به واسطۀ