دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٧ - ٣٨ زياد بن ابيه
و يا چون آوندى است كه به پالان، متصل است [و آرام و قرار ندارد]. زياد، چون نامه را خواند، گفت: «به خداى كعبه سوگند، على، بدان [سخن ابو سفيان]، شهادت داد» و اين، پيوسته در خاطرش بود تا معاويه او را برادر خويش خواند.
٦٤٥٤. تاريخ الخلفاء در سال ٤٣ هجرى، ... معاويه زياد بن ابيه را به خود ملحق كرد و برادر خود دانست و اين، نخستين ماجرا در اسلام است كه حكم پيامبر خدا[١] در آن، تغيير داده شد.
٦٤٥٥. تاريخ دمشق به نقل از سعيد بن مُسيَّب: نخستين كسى كه حكم پيامبر خدا را تغيير داد، معاويه بود كه زياد را برادر خود خواند.
٦٤٥٦. تاريخ دمشق به نقل از ابن ابى نجيح: نخستين حكم از احكام پيامبر خدا كه رد شد، حكم [برادرخواندگى] زياد بود.
٦٤٥٧. تاريخ دمشق به نقل از عمرو بن نعجه: نخستين خوارىهايى كه به عرب رسيد، قتل حسين ٧ و برادرخواندگى زياد [با معاويه] بود.
٦٤٥٨. مروج الذهب: چون معاويه تصميم به ملحق كردن زياد به پدرش ابوسفيان گرفت و اين در سال ٤٤ هجرى بود، زياد بن اسماء حرمازى و مالك بن ربيعه سلولى و منذر بن زبير بن عوّام، شهادت دادند كه ابو سفيان، زياد را پسر خود دانسته است .... سپس شهادت ابو مريم سلولى، اطمينان بيشترى آورد؛ چرا كه او از ديگران به آغاز كار، آگاهتر بود؛ زيرا او در جاهليت، ابو سفيان و سُميّه مادر زياد را براى زنا به هم رسانده بود.
سميّه از زنان بدكاره صاحب پرچم در طائف بود كه بخشى از مزد خود را به
[١] مقصود، حكم فقهى پيامبر خدا درباره« فرزند» است كه در حديث ٦٤٦٠ نيز بر زبان امام حسن ٧ جارى شده است.( م)