دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٥ - ٢٨ حذيفة بن يمان
من تو را بهپرواى الهى و اطاعت از او در نهان و آشكار، فرمان مىدهم و تو را از عقوبت او بر كارهاى مخفى و آشكار، برحذر مىدارم و به تو دستور مىدهم كه به نيكوكاران، نيكى كنى و بر ستيزهكنندگان، سخت بگيرى.
به تو امر مىكنم كه در كارهايت مدارا داشته باشى و با مردمانت به نرمى و عدالت رفتار كنى، كه تو از اين امور، بازخواست مىشوى. و نيز تو را امر مىكنم به انصاف ورزيدن با ستمديدگان و گذشت از مردم و رفتار نيكو تا آن جا كه در توان دارى، كه خداوند، نيكوكاران را پاداش مىدهد.
و به تو فرمان مىدهم كه ماليات زمينها را به حق و انصاف بستانى و بيشتر از آنچه معيّن كردهام، مگيرى و چيزى هم از آن، فروگذار نكنى و در آن از خود، بدعتى مگذارى.
سپس هرچه گِرد آوردى، به عدل و مساوات در ميان مستحقّانش قسمت كن و در برابر مردم، متواضع باش و در مجلس خود، آنان را هم سهيم كن و در رعايت حق، دور و نزديك برايت يكسان باشد، و ميان مردم، به حقْ داورى كن و عدالت را در ميان آنان بر پا بدار و از هوا و هوس، دنبالهروى مكن و در راه خدا از سرزنش هيچ كس مَهَراس، كه: «خداوند با پرهيزگاران است و نيز كسانى كه نيكوكارند».
برايت نامهاى فرستادم تا آن را بر مردم منطقهات بخوانى تا نظر ما را درباره خود و همه مسلمانان بدانند. پس آنان را حاضر كن و آن را براى آنان بخوان و براى ما از كوچك و بزرگشان بيعت بگير، إن شاء اللّه!
٦٤٢١. الأمالى، طوسى به نقل از حُذَيفه: هان! سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست، هركس مىخواهد به امير حقيقى و واقعى مؤمنان بنگرد، به على بن ابى طالب بنگرد. پس ياورش باشيد و پيروى و يارىاش كنيد.
٦٤٢٢. مروج الذهب: در سال ٣٦ هجرى، حُذَيفه در كوفه بيمار بود كه خبر كشته شدن عثمان و بيعت مردم با على ٧ به او رسيد. پس گفت: مرا بيرون ببريد و نداى نماز همگانى در دهيد.
پس بر منبر نهاده شد و به حمد و ثناى الهى پرداخت و بر پيامبر ٦ و خاندانش درود فرستاد و سپس گفت: اى مردم! مردم با على ٧ بيعت كردهاند. پس به شما سفارش مىكنم كه